على محمدى خراسانى
499
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
واجب معلّق فاصلهء زمانى طولانىتر است . مثلًا ممكن است از لحظهء استطاعت تا لحظهء انجام حج چهار ماه فاصله باشد ؛ ولى كوتاه يا طولانى بودن اين مدّت ، در ملاك حكم عقل به استحاله و امكان ، تفاوتى ايجاد نمىكند ؛ زيرا اگر انفكاكِ واجب و عمل ، از وجوب و امر ، محال باشد ، براى يك لحظه هم محال است . حكم عقل تخصيصبردار نيست ، لذا در واجب منجّز هم نبايد اين انفكاك وجود داشته باشد ، در حالى كه قطعاً اين تفكيك وجود دارد . پس انفكاك ايجاب و بعث ، از واجب و عمل ، محال نيست و قياس آن به ارادهء ، غلط است . 5 . اشكال پنجم ( و ربّما اشكل ) : بعضىها به واجب معلّق فصولى ، اشكال ديگرى وارد كردهاند كه با مقدّمهاى بيان مىشود : از ديدگاه عدليّه يكى از شرايط عامّه و اوّليّهء تكليف ، مسألهء قدرت است . يعنى بايد تكليف به چيزى ، براى مكلفْ مقدور باشد و بتواند آن را انجام دهد ، و گرنه تكليف « بما لا يطاق » و « به غير مقدور » خواهد بود كه صدور آن از مولاى حكيم محال است . با توجه به اين مقدّمه ، واجب معلّق مستلزم تكليف بما لايطاق است : صغرى ؛ تكليف به غيرمقدور محال است : كبرى ؛ پس واجب معلّق ، مستلزم محال است : نتيجه ؛ و مستلزمالمحال محالٌ : كبراى مرحله دوّم ؛ پس واجب معلّق محال و ممتنع است : « نتيجهء نهايى . آنچه در اين استدلال مهم است بيان صغرى است . در واجب معلّق وجوب فعلى و حالى است ؛ ولى هماكنون مكلّف قدرت بر امتثال ندارد و واجب ، استقبالى و موقوف به امرى است كه در آينده مىآيد و مقدور ما نيست . پس در حال امر و تكليف ، مكلّف قدرت بر امتثال ندارد . در نتيجه چنين تكليفى ، تكليف به غير مقدور است . اصل اشكال به بيان ديگر : قدرت ، از شروط عامّهء تكليف است و در واجب معلّق ، هنگام امر و بعث ، اين شرط منتفى است . قانون اين است كه : « إذا انتفى الشرط إنتفى المشروط » ، پس اصل تكليف هم منتفى است و معنا ندارد كه وجوب ، فعلى باشد . و فيه أن الشرط إنما هو القدرة على الواجب فى زمانه لا فى زمان الإيجاب و التكليف غاية الأمر يكون من باب الشرط المتأخر و قد عرفت بما لا مزيد عليه أنه كالمقارن من غير انخرام للقاعدة العقلية أصلا فراجع . جواب مرحوم آخوند به اشكال : ما نيز قبول داريم كه قدرت از شرايط عامّه تكليف است ، امّا كدام قدرت ؟ آيا قدرت در حال امر و بعث شرطيّت دارد يا قدرت در ظرف امتثال و زمان انجام واجب ؟ حاكم به لزوم قدرت ، عقل است . عقل مىگويد ، بيش از اين لازم نيست كه قدرت بايد در زمان امتثال باشد و بودنِ قدرت در زمان امر دليلى ندارد و فرض اين است كه در ظرف امتثال و پس از فرا رسيدن موسم حج ، وى قدرت براتيان حج دارد و همين مقدار كافى است كه از حالا ، يعنى از چند ماه قبل از موسم و از لحظهء استطاعت ، امر و ايجاب بيايد .